از کار گروهی متنفرم!
دسته: روز نوشت
باید بگم دیگه دارم از کار گروهی متنفر می شم. زدن این حرفا الان خیلی مد نیست ولی باید بگم دیگه به این راحتی حاضر نمی شم کار گروهی کنم.
البته بدون شک این به جامعه ی ما و اخلاقیات مردمش بر می گرده.فقط کافیه تو احساس مسئولیت داشته باشی تا همه ی کارا سرت خراب شه.
اگه اهل این نباشی که برای راحتی خودت دیگرون رو به زحمت بندازی، اگه نتونی راحت به دیگرون ضربه بزنی تا خودت آسوده باشی، اگه آدم با مسئولیتی هستی، در این صورت تو برای کار گروهی در ایران (بخوانید بهره کشی از دیگران) فرد مناسبی نیستی.







یکی از کتابهایی است که به طور ساده ولی عمیق به واکاوی نسبت دین و دنیای جدید، سکولاریسم، اصناف دینداری و در نهایت، معنویت می پردازد. این کتاب متشکل است از گفتارهایی از عبدالکریم سروش، محمد مجتهد شبستری، مصطفی ملکیان و محسن کدیور.

به نام خدا
سلام
حالا مگه چی شده حجی جون!!!؟
با سلام
من هم یه روزی به چنین نتیجه ای رسیده بودم….
اما نظرم برگشت
آدم توی گروه هم رشد می کنه و هم دیگران رو رشد میده( بله، با هر سطح پایین یا بالایی هم که باشی نسبت به هم گروهی هات)
درسته که اگه تنهایی کار کنی، کم تر حرص میخوری و شاید حتی کار با کیفیت تری انجام بدی اما صبر و بردباری تو (بزرگ منشی) که به نظر من از مهم ترین و شاید مهم ترین لازمه های مدیریت باشند کم تر رشد می کنه و مطمئن باش که همیشه در تعامل با دیگران (مخصوصا کار گروهی) خیلی می تونی پیشرفت کنی