<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: سعی باد و باران را چه شد؟(۱-تأثیرات ذهنی علوم جدید بر حیات دینی)</title>
	<atom:link href="http://bimemowj.com/1388/06/17/%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%86%d9%87-%d8%b4%d8%af%d8%9f1-%d8%aa/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://bimemowj.com/1388/06/17/%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%86%d9%87-%d8%b4%d8%af%d8%9f1-%d8%aa/</link>
	<description>یادداشت‌های شخصی درباره‌ی دین،جامعه،فرهنگ و سیاست</description>
	<lastBuildDate>Thu, 08 Apr 2010 21:40:05 +0430</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.2</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: حسنی</title>
		<link>http://bimemowj.com/1388/06/17/%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%86%d9%87-%d8%b4%d8%af%d8%9f1-%d8%aa/comment-page-1/#comment-127</link>
		<dc:creator>حسنی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bimemowj.com/?p=198#comment-127</guid>
		<description>سلام
1.به صاحبخونه ی عزیز و دیگر کامنت گذاران محترم توصیه میشود گفتار اول کتاب 15 گفتار استاد مطهری را در صورتیکه قبلا مطالعه نکرده اند مطالعه بفرمایند.در ابن زمینه مفید است در ضمن جناب استاد ادعاهای اثبات نکرده و برای من جدیدی دارند که شاید یافتن اثباتشان خالی از لطف نباشد.
2.فکر کنم در مورد این &quot;بهره ی فکر و ذهن شما که درگیری با یک پرسش بود &quot;&quot;کجاست آن جهان پر رمز و راز و در عین حال پر وجد و سرور؟&quot;&quot;چرا شهر این گونه از یاران خالی شده؟&quot;شاید لازم باشد توجه بفرمایید که در هر زمانی همینگونه بوده و هستند در این روزگار که در همان&quot;جهان پر رمز و راز و در عین حال پر وجد و سرور&quot;میزیند.میدانید که &quot;آنرا که خبر شد خبری باز نیامد&quot; و مشکل از جای دیگر است.این مطلب شاید قابل توجه باشد:
*‫آیا اگر من در میان گل و لای باشم می توانم انتظار داشته باشم با کوتاه کردن ناخن و شارب ( ! ) طیب و طاهر باشم ؟!

  ‫آیا با این همه ارتباطات نا سالم ، تنفس در هوایی که حیوانات انسان نما در آن نفس می کشند ، سر خود بیش از حد شلوغ کردن ، وووو می توان انتظار هدایت خاصه را داشت ؟ هر چیز شرایطی دارد. 
*</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
۱٫به صاحبخونه ی عزیز و دیگر کامنت گذاران محترم توصیه میشود گفتار اول کتاب ۱۵ گفتار استاد مطهری را در صورتیکه قبلا مطالعه نکرده اند مطالعه بفرمایند.در ابن زمینه مفید است در ضمن جناب استاد ادعاهای اثبات نکرده و برای من جدیدی دارند که شاید یافتن اثباتشان خالی از لطف نباشد.<br />
۲٫فکر کنم در مورد این &#8220;بهره ی فکر و ذهن شما که درگیری با یک پرسش بود &#8220;&#8221;کجاست آن جهان پر رمز و راز و در عین حال پر وجد و سرور؟&#8221;"چرا شهر این گونه از یاران خالی شده؟&#8221;شاید لازم باشد توجه بفرمایید که در هر زمانی همینگونه بوده و هستند در این روزگار که در همان&#8221;جهان پر رمز و راز و در عین حال پر وجد و سرور&#8221;میزیند.میدانید که &#8220;آنرا که خبر شد خبری باز نیامد&#8221; و مشکل از جای دیگر است.این مطلب شاید قابل توجه باشد:<br />
*‫آیا اگر من در میان گل و لای باشم می توانم انتظار داشته باشم با کوتاه کردن ناخن و شارب ( ! ) طیب و طاهر باشم ؟!</p>
<p>  ‫آیا با این همه ارتباطات نا سالم ، تنفس در هوایی که حیوانات انسان نما در آن نفس می کشند ، سر خود بیش از حد شلوغ کردن ، وووو می توان انتظار هدایت خاصه را داشت ؟ هر چیز شرایطی دارد.<br />
*</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: چای نبات</title>
		<link>http://bimemowj.com/1388/06/17/%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%86%d9%87-%d8%b4%d8%af%d8%9f1-%d8%aa/comment-page-1/#comment-112</link>
		<dc:creator>چای نبات</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bimemowj.com/?p=198#comment-112</guid>
		<description>سلام

هلال ماه مبارک رمضان آرام آرام دارد نازک و نازک تر می شود تا برسد به شوال.
قرار است به بهانه فطر به رمضان برگردیم. درباره فراق و دل تنگی آنچه رفت، درباره شیرینی عید و مزه ای که زیر زبان مانده از ضیافت و به مناسبت عید دوست داشتنی و همیشه خاطره انگیز فطر بنویسیم.
و شما دعوت شده اید به پنجمین مراسم هیئت وبلاگی سبو با عنوان &quot;فطرانه&quot;

منتظرت هستیم</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p>
<p>هلال ماه مبارک رمضان آرام آرام دارد نازک و نازک تر می شود تا برسد به شوال.<br />
قرار است به بهانه فطر به رمضان برگردیم. درباره فراق و دل تنگی آنچه رفت، درباره شیرینی عید و مزه ای که زیر زبان مانده از ضیافت و به مناسبت عید دوست داشتنی و همیشه خاطره انگیز فطر بنویسیم.<br />
و شما دعوت شده اید به پنجمین مراسم هیئت وبلاگی سبو با عنوان &#8220;فطرانه&#8221;</p>
<p>منتظرت هستیم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: احسان</title>
		<link>http://bimemowj.com/1388/06/17/%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%86%d9%87-%d8%b4%d8%af%d8%9f1-%d8%aa/comment-page-1/#comment-111</link>
		<dc:creator>احسان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bimemowj.com/?p=198#comment-111</guid>
		<description>علم جدید به احکام فقهی به طور مستقل می نگرد یعنی بر اساس صلاح و فساد عاجل آنها در موردشان قضاوت می کند اما ادعایی که فقه در این میان می تواند داشته باشد در هم تنیدگی سیاست و اقتصاد و انسان شناسی و .... در فقه است.این متفاوت است از اینکه بگوییم مصلحتی اخروی ورای هر یک از این احکام نهان است.بلکه ادعا می شود  باید به فقه به منزله یک کل نگریست.
و از اینجاست که می توان ادعا کرد احکام فقه اکثری است.
اگر توضیح بیشتری باید داشته باشم،بگو!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>علم جدید به احکام فقهی به طور مستقل می نگرد یعنی بر اساس صلاح و فساد عاجل آنها در موردشان قضاوت می کند اما ادعایی که فقه در این میان می تواند داشته باشد در هم تنیدگی سیاست و اقتصاد و انسان شناسی و &#8230;. در فقه است.این متفاوت است از اینکه بگوییم مصلحتی اخروی ورای هر یک از این احکام نهان است.بلکه ادعا می شود  باید به فقه به منزله یک کل نگریست.<br />
و از اینجاست که می توان ادعا کرد احکام فقه اکثری است.<br />
اگر توضیح بیشتری باید داشته باشم،بگو!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صاحب خونه</title>
		<link>http://bimemowj.com/1388/06/17/%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%86%d9%87-%d8%b4%d8%af%d8%9f1-%d8%aa/comment-page-1/#comment-110</link>
		<dc:creator>صاحب خونه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bimemowj.com/?p=198#comment-110</guid>
		<description>نکات خوبی بود و شاید بشه گفت محورهایی رو به محورهای بحث من اضافه کردی.فقط خوبه اون بند آخر رو بیشتر توضیح بدی.
با اجازت محورهایی که گفتی رو &lt;strong&gt;ضخیم&lt;/strong&gt;کردم که دوستان بخونند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>نکات خوبی بود و شاید بشه گفت محورهایی رو به محورهای بحث من اضافه کردی.فقط خوبه اون بند آخر رو بیشتر توضیح بدی.<br />
با اجازت محورهایی که گفتی رو <strong>ضخیم</strong>کردم که دوستان بخونند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صاحب خونه</title>
		<link>http://bimemowj.com/1388/06/17/%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%86%d9%87-%d8%b4%d8%af%d8%9f1-%d8%aa/comment-page-1/#comment-109</link>
		<dc:creator>صاحب خونه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bimemowj.com/?p=198#comment-109</guid>
		<description>ممنون!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ممنون!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صاحب خونه</title>
		<link>http://bimemowj.com/1388/06/17/%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%86%d9%87-%d8%b4%d8%af%d8%9f1-%d8%aa/comment-page-1/#comment-108</link>
		<dc:creator>صاحب خونه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bimemowj.com/?p=198#comment-108</guid>
		<description>سلام
از تأخیری که پیش اومد در پاسخ دهی معذرت می خوام،
1- در مورد متدهای نقلی و شهودی در سری پست های در پی معرفت به تفصیل صحبت خواهم کرد (إن شاء الله).احتمالاً پست آینده در مورد متد شهودی باشه،
2- در مورد نکته ی دومی که اشاره کردید باتون موافقم،
3- در مورد نکته ی سوم باید بگم نارسایی هایی که اشاره کردید واقعاً وجود داره ولی شک دارم این نارسایی ها بتونه به حذف دین منجر بشه. به هرحال نقاط قوت خاصی هم در دین هست که افراد رو به خودشون جذب می کنند. بعضی از سؤالات و نیازهای بشر هنوز هم در قالب دین هست که پاسخ های درخور پیدا می کنند و این باعث میشه دین زنده بمونه و البته احتمالاً دین داران به سمت برطرف کردن ضعف هایی که اشاره کردید برند (کما اینکه رفتند.)،
4- اماّ راجع به مورد چهارم، فکر می کنم باید قلمرو هر کدوم از این دو مشخص بشه و از هر یک در همان محدوده انتظار داشته باشیم و در همان محدوده به کارش بگیریم.رقابت بین این دو چندان منطقی به نظر نمی رسه چون نه متدهای یکسانی دارند و نه در خیلی موارد به دنبال اهداف یکسانی می رند.
5- بدون شک نباید تنها تکنولوژی رو متهم کرد ولی به عنوان یک عامل تأثیرگذار باید اون رو بررسی کرد و فهمید چطور میشه از اثرات نامطلوبش بر زندگی کاست. بحث تعریف دین بحث سختیه ولی در مورد جمع بین علم و دین کار خواهیم کرد.
6- بدون شک عدم توفیق در جمع بین علم و دین در ذهن، عمل انسان رو هم تحت تأثیر قرار می ده. البته خوب بود اشاره می کردید که چرا نمی تونید بین علم و دین در ذهنتون صلح بندازید!به هرحال قبل از صحبت از راهکار باید مشکل و علل بروزش به خوبی تبیین بشند.
موافقم!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
از تأخیری که پیش اومد در پاسخ دهی معذرت می خوام،<br />
۱- در مورد متدهای نقلی و شهودی در سری پست های در پی معرفت به تفصیل صحبت خواهم کرد (إن شاء الله).احتمالاً پست آینده در مورد متد شهودی باشه،<br />
۲- در مورد نکته ی دومی که اشاره کردید باتون موافقم،<br />
۳- در مورد نکته ی سوم باید بگم نارسایی هایی که اشاره کردید واقعاً وجود داره ولی شک دارم این نارسایی ها بتونه به حذف دین منجر بشه. به هرحال نقاط قوت خاصی هم در دین هست که افراد رو به خودشون جذب می کنند. بعضی از سؤالات و نیازهای بشر هنوز هم در قالب دین هست که پاسخ های درخور پیدا می کنند و این باعث میشه دین زنده بمونه و البته احتمالاً دین داران به سمت برطرف کردن ضعف هایی که اشاره کردید برند (کما اینکه رفتند.)،<br />
۴- اماّ راجع به مورد چهارم، فکر می کنم باید قلمرو هر کدوم از این دو مشخص بشه و از هر یک در همان محدوده انتظار داشته باشیم و در همان محدوده به کارش بگیریم.رقابت بین این دو چندان منطقی به نظر نمی رسه چون نه متدهای یکسانی دارند و نه در خیلی موارد به دنبال اهداف یکسانی می رند.<br />
۵- بدون شک نباید تنها تکنولوژی رو متهم کرد ولی به عنوان یک عامل تأثیرگذار باید اون رو بررسی کرد و فهمید چطور میشه از اثرات نامطلوبش بر زندگی کاست. بحث تعریف دین بحث سختیه ولی در مورد جمع بین علم و دین کار خواهیم کرد.<br />
۶- بدون شک عدم توفیق در جمع بین علم و دین در ذهن، عمل انسان رو هم تحت تأثیر قرار می ده. البته خوب بود اشاره می کردید که چرا نمی تونید بین علم و دین در ذهنتون صلح بندازید!به هرحال قبل از صحبت از راهکار باید مشکل و علل بروزش به خوبی تبیین بشند.<br />
موافقم!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: احسان</title>
		<link>http://bimemowj.com/1388/06/17/%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%86%d9%87-%d8%b4%d8%af%d8%9f1-%d8%aa/comment-page-1/#comment-107</link>
		<dc:creator>احسان</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bimemowj.com/?p=198#comment-107</guid>
		<description>پرسش گری و&lt;strong&gt; طرح پرسش های پیش فرض شکن&lt;/strong&gt;،آنچه که دینداران از سر تزلزلزل ایمان از آن می هراسیدند و سیمای تعبد دینی را با غبار شک می آلود

جسارتی که علم جدید بر اساس مولفه های جزءنگری و نگاه استقلالی و پرسشگری در شک کردن به تعالیم و جهان بینی دینی در متفکرین پدید آورد که به قول کی یر کگور به فیلسوفان جسارت گذر از ایمان و شک در هر مرتبه ای می داد

تاثیر دیگر که باز هم زیر عنوان متودولوژی علم جدید می آید،&lt;strong&gt;ظهور نگاه های برون دینی به دین بود&lt;/strong&gt; و چنان قوت یافت که امروز فلسفه دین داریم و دین را نیز به تور تحلیل می اندازد یا حوزه تحلیل پذیری آن را روشن می کند

اما نگاه استقلالی علم را نکته بسیار ارزشمندی می دانم که نه تنها عرفان که فقه نیز دیدگاه کل نگرانه دارد،فقهی که از درهم تنیدگی و وابستگی احکام در تمامی سطوح می گوید و از این روست که از عرضی نگریسته شدن می گریزد و طرح نگاه ماکسیمالیستی به آن را خالی از وجه نمی گذارد

در مورد محور های دیگر،چیز هایی خواهم آورد ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>پرسش گری و<strong> طرح پرسش های پیش فرض شکن</strong>،آنچه که دینداران از سر تزلزلزل ایمان از آن می هراسیدند و سیمای تعبد دینی را با غبار شک می آلود</p>
<p>جسارتی که علم جدید بر اساس مولفه های جزءنگری و نگاه استقلالی و پرسشگری در شک کردن به تعالیم و جهان بینی دینی در متفکرین پدید آورد که به قول کی یر کگور به فیلسوفان جسارت گذر از ایمان و شک در هر مرتبه ای می داد</p>
<p>تاثیر دیگر که باز هم زیر عنوان متودولوژی علم جدید می آید،<strong>ظهور نگاه های برون دینی به دین بود</strong> و چنان قوت یافت که امروز فلسفه دین داریم و دین را نیز به تور تحلیل می اندازد یا حوزه تحلیل پذیری آن را روشن می کند</p>
<p>اما نگاه استقلالی علم را نکته بسیار ارزشمندی می دانم که نه تنها عرفان که فقه نیز دیدگاه کل نگرانه دارد،فقهی که از درهم تنیدگی و وابستگی احکام در تمامی سطوح می گوید و از این روست که از عرضی نگریسته شدن می گریزد و طرح نگاه ماکسیمالیستی به آن را خالی از وجه نمی گذارد</p>
<p>در مورد محور های دیگر،چیز هایی خواهم آورد &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صبا عنایتی</title>
		<link>http://bimemowj.com/1388/06/17/%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%86%d9%87-%d8%b4%d8%af%d8%9f1-%d8%aa/comment-page-1/#comment-106</link>
		<dc:creator>صبا عنایتی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bimemowj.com/?p=198#comment-106</guid>
		<description>چه دانم های بسیار است لیکن من نمیدانم
که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون
موفق باشید</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چه دانم های بسیار است لیکن من نمیدانم<br />
که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون<br />
موفق باشید</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سجاد</title>
		<link>http://bimemowj.com/1388/06/17/%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%86%d9%87-%d8%b4%d8%af%d8%9f1-%d8%aa/comment-page-1/#comment-105</link>
		<dc:creator>سجاد</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bimemowj.com/?p=198#comment-105</guid>
		<description>سلام
1.لطفا بفرمایید متد های نقلی و شهودی که دین از آن ها استفاده می کرده چه متد هایی هستند؟
2.شاید قابل لمس بودن نتایج علوم جدید و عدم درک درستی از اهداف مذهب موجب دور شدن انسان از دین شده است.
3.همچنین عدم ارائه ی الگو های مناسب توسط دین و در واقع در بعضی از موارد نا توانایی دینداران در تشریح الگوها یک نوع گم شدن و دلسرد شدن را در میان دینداران ابتدایی تر موجب شده است که ادامه ی این روند به حذف کلی دین می انجامد.

4. شاید حقیقتا جمع دو مقوله ی علم و دین زیاد هم درست نباشد در اینکه این دو مقوله باید سعی کنند کنار هم قراربگیرند یا اساسا با هم جمع بشوند ویا اینکه با هم رقابت کنند و یا مقابله و اینکه کدام یک به واقع درست هستند توضیح بفرمایید. 
5.به نظر می رسد اگر تنها تکنولوژی را متهم کنیم زیاد درست نباشد . پیشنهاد اینکه روی بحث های مطرح شده در بالا مثل ناتوانایی های اساسی دینداران در تعریف دین واقعی و راهکارهای  آن و اصل کنار هم قرار گرفتن علم ودین هم کار کنید.
6. واقعیتی که بنده به عنوان یک دانشجو اکنون با آن روبه رو هستم و برایم به یک دغدغه تبدیل شده است عدم توانایی جمع دین و علم در ذهن است. فکر می کنم این عدم توانایی عمل را تحت تاثیر خود قرار می دهد و البته این به معنی عناد و مخالفت با مذهب نیست بلکه شاید بشود گفت یکی از مشکلاتی است که اکنون بچه های مذهبی  که در حال تحصیل علوم دانشگاهی هستند با آن دست و پنجه نرم میکنند . روی این موضوع که وضعیت واقعی دینداران به خصوص آن هایی که به دنبال علم هستند حقیقتا چگونه است و راهکارهای رفع این مشکل (عدم توانایی جمع علم ومذهب)هم کار کنید اینکه به درستی چگونه باید باشیم. البته اگر موافقید.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
۱٫لطفا بفرمایید متد های نقلی و شهودی که دین از آن ها استفاده می کرده چه متد هایی هستند؟<br />
۲٫شاید قابل لمس بودن نتایج علوم جدید و عدم درک درستی از اهداف مذهب موجب دور شدن انسان از دین شده است.<br />
۳٫همچنین عدم ارائه ی الگو های مناسب توسط دین و در واقع در بعضی از موارد نا توانایی دینداران در تشریح الگوها یک نوع گم شدن و دلسرد شدن را در میان دینداران ابتدایی تر موجب شده است که ادامه ی این روند به حذف کلی دین می انجامد.</p>
<p>۴٫ شاید حقیقتا جمع دو مقوله ی علم و دین زیاد هم درست نباشد در اینکه این دو مقوله باید سعی کنند کنار هم قراربگیرند یا اساسا با هم جمع بشوند ویا اینکه با هم رقابت کنند و یا مقابله و اینکه کدام یک به واقع درست هستند توضیح بفرمایید.<br />
۵٫به نظر می رسد اگر تنها تکنولوژی را متهم کنیم زیاد درست نباشد . پیشنهاد اینکه روی بحث های مطرح شده در بالا مثل ناتوانایی های اساسی دینداران در تعریف دین واقعی و راهکارهای  آن و اصل کنار هم قرار گرفتن علم ودین هم کار کنید.<br />
۶٫ واقعیتی که بنده به عنوان یک دانشجو اکنون با آن روبه رو هستم و برایم به یک دغدغه تبدیل شده است عدم توانایی جمع دین و علم در ذهن است. فکر می کنم این عدم توانایی عمل را تحت تاثیر خود قرار می دهد و البته این به معنی عناد و مخالفت با مذهب نیست بلکه شاید بشود گفت یکی از مشکلاتی است که اکنون بچه های مذهبی  که در حال تحصیل علوم دانشگاهی هستند با آن دست و پنجه نرم میکنند . روی این موضوع که وضعیت واقعی دینداران به خصوص آن هایی که به دنبال علم هستند حقیقتا چگونه است و راهکارهای رفع این مشکل (عدم توانایی جمع علم ومذهب)هم کار کنید اینکه به درستی چگونه باید باشیم. البته اگر موافقید.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صاحب خونه</title>
		<link>http://bimemowj.com/1388/06/17/%d8%b3%d8%b9%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b1%d8%a7-%da%86%d9%87-%d8%b4%d8%af%d8%9f1-%d8%aa/comment-page-1/#comment-104</link>
		<dc:creator>صاحب خونه</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://bimemowj.com/?p=198#comment-104</guid>
		<description>سلام
1- خوب البته شما نسبت به متون قبلی بنده لطف داری! ;)
2- اول اینکه من فضای حاکم بر افکار این افراد رو برآمده از نحوه ای خاصی از دینداری می دونم.دوم اینکه  می خوام بدونم چرا دسترسی به این فضا امروز دشوارتر از گذشته به نظر می رسه یا به عبارتی چرا اون نحوه از دینداری امروز دشوار شده.سوم می دونم علم امروز ما وارد شده است از اروپا به همراه فرهنگ و جهانبینی حاکم بر اون.چهارم این علم در بستر جامعه ای با همون دین بیمار اروپای کاتولیک بالید.
لذا بیراه نیست که ما هم بین این امورد  ارتباطی ببینیم.
3- البته این جمله که گفتی عالمانه بود، حاصل تفکرات خودم نبود. این رو از کتابی که سمت راست معرفی کردم در ذهن داشتم.با توجه به ارتباط موضوعی این بحث با مطالب این کتاب به نظرم رسید معرفی اون همزمان با این پست مثبته.محور دوم بحث من در این کتاب خیلی خوب مطرح شده.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
۱- خوب البته شما نسبت به متون قبلی بنده لطف داری! <img src="http://bimemowj.com/blog/wp-content/plugins/wp-smiley-switcher/noktahhitam/icon_wink.gif" alt="" /><br />
۲- اول اینکه من فضای حاکم بر افکار این افراد رو برآمده از نحوه ای خاصی از دینداری می دونم.دوم اینکه  می خوام بدونم چرا دسترسی به این فضا امروز دشوارتر از گذشته به نظر می رسه یا به عبارتی چرا اون نحوه از دینداری امروز دشوار شده.سوم می دونم علم امروز ما وارد شده است از اروپا به همراه فرهنگ و جهانبینی حاکم بر اون.چهارم این علم در بستر جامعه ای با همون دین بیمار اروپای کاتولیک بالید.<br />
لذا بیراه نیست که ما هم بین این امورد  ارتباطی ببینیم.<br />
۳- البته این جمله که گفتی عالمانه بود، حاصل تفکرات خودم نبود. این رو از کتابی که سمت راست معرفی کردم در ذهن داشتم.با توجه به ارتباط موضوعی این بحث با مطالب این کتاب به نظرم رسید معرفی اون همزمان با این پست مثبته.محور دوم بحث من در این کتاب خیلی خوب مطرح شده.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
